یار کصکشم ثریا
سلام. غلام حسین هستم از نزدیکای دماوند. این ماجرا مال دهه ی هشتاد هستش… اول بگم منم ی ماجرایی برام پیش امده . ماجرای رابطه من و ثریا. وقتی با ثریا ازدواج کردم شب زفاف نتونستم پردشو بزنم چون عادت داشتم یا کون بدم یا کون بکنم .شکل کسو که میدیدم شل میشدم از قبل […]
