فقط بیتا نیست که پشیمونه
سلام من آرشام هستم 23 سالمه و اهل تهرانم … زیاد اهل دروغ نیستم ولی تا جایی که بتونم تمام جزئیات رو میگم من همیشه برای گذروندن وقت و موقع هایی که بیکارم میرم یا میرم چت های مختلف Continue reading
سلام من آرشام هستم 23 سالمه و اهل تهرانم … زیاد اهل دروغ نیستم ولی تا جایی که بتونم تمام جزئیات رو میگم من همیشه برای گذروندن وقت و موقع هایی که بیکارم میرم یا میرم چت های مختلف Continue reading
در روزگاران قدیم پسری به اسم جلاق الدین زندگی میکرد که پسر فقیری بود و همی کیر بزرگی داشت که به دلیل نبود کس میمون دست اموزش (جلقو)در امان نبود روزی از روز ها جلاق الدین و جلقو پیرمردی راملاقات Continue reading
سلام.آرش هستم و این داستان رو از زندگی خودم براتون میگم. در خیابان قدم زنان و تنها داشتم فکر میکردم.پسری جوان و خوش رو خوش چهره ای مثل من بعد از 24 سال با هیچ دختری رابطه نداشته. این Continue reading
سلام.من امیرم،19ساله.میخوام اولین داستان سکسمو با دوستم پریسا رو بگم.از پریسا بگم که خیلی از پسرای دانشگاه تو نخش بودن ولی من به 1000 بدبختی راضیش کردم که باهام دوست بشه.پریسا ی دختر مغرور 21ساله با قد169 پوست سفید سایز Continue reading
باسلام.من محمدهستم27ساله.این یه داستان واقعیه.من به دلایلی که خودتونم میدونید،بلوغ زودرس داشتم.وقتی کلاس اول راهنمایی بودم،جلق میزدم.وقتی17سالم بود،3تامموری8گیگ فیلم سوپرداشتم.بگذریم.من بخاطر تماشای بیش از حد فیلم و عکس سکسی،به یک آدم فوق حشری تبدیل شده بودم.تاحدی که به مادرخودم Continue reading
سلام من امیدم 19 سالمه و از خدمت سرباز ی معاف شدم. تو محله مون یه دختر باربی اندام به اسم زهرا هستش و تقریبا 17 سالش میشد.دو سالی بود که تو کفم مونده بود.آخرش یه روز وقتی میرفتم Continue reading
قتی با نگار اشنا شدم15 ساله بودم اولین دوشت دختر و دوست داشتنی ترن.الان 18 سالمه و از دوستی منو نگار 3 سال میگذره . امروز 13 دی ماجرایی که تعریف میکنم مربوط به دو روز پیش من الان Continue reading
من بچه اون شهر نبودم ولی مجبور بودم مدتی تو اون شهر زندگی کنم.یه روز از اون روز ها که فکر میکردم بعد از مدتی باید دوباره یه رابطه سکسی داشته باشم به خودم قول داده بودم سریع دست به Continue reading
از خونه سحر که اومدم بیرون هوا تاریک شده بود…سوز خیلی سردی میومد…کیفم رو باز کردم که یه نخ سیگار بردارم ….سیگارمو روشن کردم یه حس عجیبی داشتم پیاده به راه افتادم نمیدونستم کجا دارم میرم همش تو فکر اتفاقایی Continue reading
من محمدم و19 سالمه. این خاطره ای که الان بهتون میگم مال حدودا 4 سال پیشه. من از کلاس اول راهنمایی بود که بالغ شدم و اینجوری بگم که کیرم از همون زمونا بزرگ تر از بقیه بود. بنا به Continue reading
از خونه زدم بیرون بدجوری هوس کوس کرده بودم با ماشین تو خیابون ول میچرخیدم اما دریغ از یه کوس اخه ساعت 10 صبح بود و کسی هنوز یخش باز نشده بود نا خوداگاه به سمت خونه … داشتم میرفتم Continue reading
سلام به همه من حسن هستم ۲۳ ساله از خوزستان. دو سال پیش بود که با خانواده برای زیارت رفته بودیم مشهد. توی یه خونه از اونایی که اول شهر می ایستن و خونه اجاره میدن مستقر شدیم. خونه Continue reading